شهید حاج عباسعلی فرید
 
وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ

خلاصه اینکه در سال 1357 اولین تظاهراتی که من شرکت کردم

در مدرسه شهید نصیری که در خیابان اقتصاد بعد از هنگ ژاندارمری

سابق ابتدای پل فلزی اسلام آباد ( طول چشمه قدیم ) بود شرکت

نمودم

این را هم بگویم ، وضعیت طوری بود که در ابتدای تظاهرات مراسم

سخنرانی بود و همه افرادی که حضور داشتند از همدیگر می ترسیدند

که مبادا بغل دستی مان ساواکی باشد.

با هر وضعی بود تظاهرات شروع شد و شعارهایی را سر می دادیم:

مرگ بر شاه

ملت چرا نشسته اید ایران شده فلسطین

مرگ بر امریکا

مرگ بر اسرائیل

 



تظاهرات از ابتدای میدان مازندران به سمت خیابان پهلوی

( خیابان امام فعلی)به سمت فلکه شهرداری ( میدان وحدت فعلی)

شروع شد و حدود ساعت 5 بعداز ظهر تمام شد.

در همین سال به اتفاق یکی از دوستانمان به نام صادق

(که فکر میکنم هم اکنون در راه اهن مشهد مقدس مشغول به کار

می باشد ) شبها پوستر حضرت امام (ره) را در محله مان یعنی

قزاق محله نصب میکردیم و در پایین عکس امام خمینی ،

مرگ بر شاه می نوشتیم .


شبی در کنار منزل یک استوار که در محلمان زندگی میکرد ،

البته اهالی هم خیلی به این استوار احترام میگذاشتند .


کار این استوار در محل حل مشکلات اهالی و نامه نوشتن

برای اهالی و غیره بود و گاهی هم دعا می نوشت.


نامبرده یک مشکل اساسی داشت این بود که شاه دوست بود.

کنار منزل این استوار عکس امام خمینی را چسباندیم و شعار

مرگ بر شاه راهم نوشتیم ،

اینکار ما باعث شد شبها در محل ، پاسبانها گشت بزنند و ما

هم چند شبی فعالیتمان را کم کردیم.


 


نوشته شده در تاريخ ۸ تیر ۱۳٩٢ توسط دوستدار شهدا
تمامی حقوق مطالب برای شهید حاج عباسعلی فرید محفوظ می باشد