شهید حاج عباسعلی فرید
 
وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ

گم شدم در میان تنهایی دست های سحرگاه های بی تو بودن

 

تنهایی دست هایم را در اعماق قلب دفترچه خاطرات خالی که

 

در گوشه ای از اتاق زار می زند را با وجود ,

 

بی وجودم حس میکنم.

 

می خواهم اینبار در برترین شب های عالم به خواب غفلت

 

شبانه بدرود گویم

 

و تا سحرگاه چشمانم را به همان نقطه ای از اسمان خیره کنم ,

 

که اولین بار تو نشانم دادی و با صدای بک یا الله , به محمد(ص) ,

 

به علی (ع) , به فاطمه زهرا (س) , به حسن (ع) , به حسین(ع)

 

در انتظار روح اسمانی ات با فرشتگان آمین گوی دعای دلهای

 

شکسته بنشینم.

 

ای آخرین فانوس عشق اهورا

 

من سکوت شب های قدر , دعاهای خوش سحر و چهچهه ربنا را

 

تنها با نور تو در قلبم روشن می کنم.

 

اینبار دوباره دستهایم را به سوی درگه آشنای عشقت با تمام

 

وجودم رها می سازم.

 

من بی تو هیچم, در لا به لای معنای ثقیل آیه ها , در میان آیه

 

تطهیر انا انزلنا به دنبال معنای وجودت می گردم.

 

دوباره می خواهم بیایی و با همان بیان شیرینت تفسیر این کتاب

 

عشق را در گوشهایم بخوانی.

 

 الهام لطفعلی نژاد

مرداد 92


نوشته شده در تاريخ ٥ امرداد ۱۳٩٢ توسط دوستدار شهدا
تمامی حقوق مطالب برای شهید حاج عباسعلی فرید محفوظ می باشد