شهید حاج عباسعلی فرید
 
وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ

می خواهم اینبار از سکوتت بنویسم 

 

ولی صدای گامهای پر مدعای قلم بر

 

روی سنگ فرش دفترم گوشش را می آزارد 

 

و از ترس دو دستی خود را در لا به لای

 

دستان مادرش پنهان می کند.

 

بغض هایش یکی یکی همچون بغض های دربند گلویم

 

درگیر و دار تنهایی شب

 

در میان تنگ ترین تاریکی زمان

 

در آغوش بی گناه جادهء خلوت شب 

 

با هجوم سنگ ریزه های وحشی زمان پاره پاره می شود.

 

 

 

و تنها آخرین کلامش ، شکستن قاب عکسی است 

 

در کنج اتاق قدیمی ،

 

همان اتاقی که عطر خاطره هایت را در پوستینش پنهان کرده و

 

در کنار سماور طلایی مادر بزرگ که هر غروب جمعه با

 

صدای دلنشین دعای آسمانیت به هق هق می افتد...

 

 

 

الهام لطفعلی نژاد

بهمن 1391

 


نوشته شده در تاريخ ٧ بهمن ۱۳٩۱ توسط دوستدار شهدا
تمامی حقوق مطالب برای شهید حاج عباسعلی فرید محفوظ می باشد