شهید حاج عباسعلی فرید
 
وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ

 

عباس مرد جهبه و جنگ بود

یادمه وقتی جنگ بود چون هر دوتاشون نظامی بودن

یکی از تاقهای خونه ما رو برای زندگی انتخاب کرده بودن

و وسایل زندگیشون در یک اتاق 3*4 بود

عباس که بیشتر در پادگان المهدی چالوس یا جنگ بود

و خانمش هم درسپاه گرگان و گلستان ... و فرزندانش در کنار ما بودن

بارها میشد فرزندانش مریض بودن ولی حاجی حضور نداشت ...

یادمه یکی از فرزندان حاجی حالش خیلی خیلی بد بود

و احتیاج به بستری داشت

عید قربان بود ...

یکی از همسایه ها با کمک مادرم و خانمش فرزندنشو بیمارستان بستری کردن

و اوتجا دوتا کیسه خون باید به فرزندش وصل میکردن ...

و همسایه اومدن و خونه دادن ...

بعداز جنگ هم با همه حرف و حدیثها بازم با بچه ها و نوجوانان بود

اون موقع که خودش حضور داشت ترجیح میداد ساکت باشد

و باعملش ثابت کن این حرفها پوچ و بی ارزش هست و ...

الانم هم حاجی بینمان نیست اما باز هم حرف و حدیث...




نوشته شده در تاريخ ٢٩ بهمن ۱۳٩۱ توسط دوستدار شهدا
تمامی حقوق مطالب برای شهید حاج عباسعلی فرید محفوظ می باشد