شهید حاج عباسعلی فرید
 
وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ

مادر....

 

چین و چروک صورتت خبر از دردهایی میدهند که بی مرهم بغضهایشان

 

را در گلوی بی گناه دفتر زندگی در لابه لای خطوط باریک جاده ای مبهم 

 

پنهان کرده اند و هر بار که دردهای زشت تاولی دیگر در دامن سیاه پر

 

مدعای شب متولد می شوند خود را در عمیق ترین تیرگی جاده دفن

 

میکنند تا بستری برای زشت ترین طفل های زمان باز کنند ، طفل هایی

 

که گریه هایشان قلبت را از مامن آرامش با زنجیرهای محکم سربی به

 

سوی فنا می کشاند ، 

 

نسیم در تحیر عشقت روز و شب بر جانماز آسمان سجده میکند 

 

و من بر پیشانیش تاول های آتشین 

 

و بر صورتش آکنه های زشت و بی فروغ را دیدم

 

چرا که نمازش را با سوزاننده ترین مهرهای عالم گزارده

 

و آکنه های صورتش خبر از بیماری واگیر داری میدهد که با سر گذاشتن

 

بر صورت ماه مبتلا شده است.

 

ولی باز او میخواهد با تمام زشتی هایش در مقابلت زانو زند و سوگند

 

قدیمی مهرورزی را در مقابلت اعتراف کند

 

چرا که هنوز صدای لالایی هایت در دالان گوشهایش فریاد می کشد

 

و هنوز اشک هایش در راه پر پیچ و خم زندگی یخ بسته و دستان گرمت

 

را طلب می کند.

 


مادرم مهرت جاودان

الهام لطفعلی نژاد



نوشته شده در تاريخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ توسط دوستدار شهدا
تمامی حقوق مطالب برای شهید حاج عباسعلی فرید محفوظ می باشد