بیادت.....

 

آسمان در مقابل طلوع نیلی نگاهت سجده می کند و

ابرها خود را در سپیدی لبخندت گم می کنند ,

نسیم برای آمدنت در تصویر زیبای رویاهایش برایت با ناز دعا می خواند.

من میدانم هر تپش قلبش تمام دنیای رویاهایش را زیر و رو می کند و

بدن ظریفش را آواره سرزمین های مبهم و نیستی می کند.

باد از تو می خواهد که با انگشتان مهربانت سرآغاز دفتر عشق را

بر صفحه خالی دفترش حک کنی.....

 

الهام لطفعلی نژاد

دی ماه 1391

/ 8 نظر / 3 بازدید
حاج حسین

حرفهاي ما هنوز ناتمام... تا نگاه مي کني وقت رفتن است بازهم همان حکايت هميشگي ! پيش از آنکه با خبر شوي وقت رفتن است.... ای دریغ و حسرت همیشگی ... ناگهان چقدر زود دير مي شود!

حاج حسین

خدایا! به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم اما آن چنان که تو دوست داری . .: دکتر علی شریعتی .:

تیرانی

می دانم که جان زیبا و زیبایی شناس شما که همواره انسان را خدایی خواسته اید و با غم مردم اندوهگین و با شادی آنان شادمان بوده اید، اینک در ماتم پدر بزرگوارتان تابدار است، تب و تابی که به سوزندگی آن را در حصار بلند حصر بیشتر احساس می کنید. ولی باز می دانم ایمانتان به حضرت پروردگار و توکلتان به او که بهترین یاور است جانتان را شکیبا کرده است. من این مصیبت را به مادر گرانقدرتان و به همه بستگان داغدار تسلیت عرض می کنم و از درگاه حضرت باری تعالی برای آن مرحوم آمرزش و رحمت گسترده الهی و برای بازماندگان معزز صبر و اجر و سلامتی مسألت می کنم. عمرتان دراز باد

تیرانی

می دانم که جان زیبا و زیبایی شناس شما که همواره انسان را خدایی خواسته اید و با غم مردم اندوهگین و با شادی آنان شادمان بوده اید، اینک در ماتم پدر بزرگوارتان تابدار است، تب و تابی که به سوزندگی آن را در حصار بلند حصر بیشتر احساس می کنید. ولی باز می دانم ایمانتان به حضرت پروردگار و توکلتان به او که بهترین یاور است جانتان را شکیبا کرده است. من این مصیبت را به مادر گرانقدرتان و به همه بستگان داغدار تسلیت عرض می کنم و از درگاه حضرت باری تعالی برای آن مرحوم آمرزش و رحمت گسترده الهی و برای بازماندگان معزز صبر و اجر و سلامتی مسألت می کنم. عمرتان دراز باد

تیرانی

از خداوند منان برای هر دو خاندان صبر، سرافرازی و پایداری در همه مصائب و آزمون های الهی مسئلت داریم.

حاج حسین

شهادت لاله ها را چیدنی کرد به چشم دل خدا را دیدنی کرد ببوس ای خواهرم قبر برادر شهادت سنگ را بوسیدنی کرد

حاج حسین

ندیدم آینه ای چون لباس خاکی ها همان قبیله که بودند غرق پاکی ها به عشق زنده شدن عند ربهم بودن شده ست حاصل آنها زسینه چاکی ها دلیل غربتشان اهل خاک بودن ماست نه بی مزار شدنها نه بی پلاکی ها به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها

........

ندیدم آینه ای چون لباس خاکی ها همان قبیله که بودند غرق پاکی ها به عشق زنده شدن عند ربهم بودن شده ست حاصل آنها زسینه چاکی ها دلیل غربتشان اهل خاک بودن ماست نه بی مزار شدنها نه بی پلاکی ها به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها