آخرین لبخندت

برای تماشای آخرین لبخندت , ثانیه ها شکستند ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌, 

جاده ها فاصله ها را فراموش کردند, 

فریادهای بی صدا با دستان زخمی شان میله های سنگی

زندان روزگار را له کردند.

 

هنوز آسمان در پشت در کلاس عاشقیت با بوم رنگهای خالی

که از درون تو را می خوانند به انتظارت نشسته.

 

این روزها قطرات بی گناه باران تا مرز خودکشی پیش رفته اند 

و بدن رنجورشان را آماج ضربه های بی امان کلوخ های بی رحم

کنار جاده های نیستی کرده اند ,

و دریا تنها با تصور آخرین نوازش دست هایت در گوشه ای مبهم

جان می دهد .

 

دیگر شب ها از سیاهی می ترسند و تا آخرین پیام تنهایی

دست هایشان را به چشمان خونبار شفق می رسانند.

 

نسیم این روزها با سکوتش به دور آخرین قاب عکست ,

همان قاب عکسی که آخرین لبخند شیرینت را در خود

حک کرده بود , دیوانه وار طواف می کند.

 

باد سوار بر اسب بی شکیب لحظه ها ,

آخرین برگ دفتر خاطراتت را به دستان خجالت زده زمینیان

به امانت خواهد گذاشت....

 

الهام لطفعلی نژاد

دانشجوی ناپیوسته بهداشت عمومی

مهر 1391

/ 6 نظر / 54 بازدید
هستی

سلام.منتظر عکس جدید هستیم.خوش بحال شهید حاج عباس که بهترین جا (بهشت)رفته.

هستی

سلام.منتظر عکس جدید هستیم.خوش بحال شهید حاج عباس که بهترین جا (بهشت)رفته.

زهرا مهری

متنتون خیلی زیبا و روح نواز بود[قلب][گل]

زهرا

دلم برایت تنگ شده ! می خواهم آنقدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود . ولی می ترسم …

زهرا

باران کـه میبـارد…… دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود….. راه می افـتم … بـدون ِ چـتـر … من بـغض می کنـم ….آسمـان گـریـه .. نمیدونی این روزها چقدر دلتنگتم به خوابم بیا و ارومم کن ای عزیزترینم

زهرا

من بودم; تو و یک عالمه حرف… و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد…