خاطره ای از قلم سردار شهید فرید - قسمت سوم

تازه متوجه شدم تیر خورده ، پاسبانها از ساختمان اتکا سابق که قبلا

مقر نیروهای نظامی بود ، از روزنه های این ساختمان به سمت خیابان

امام تیراندازی میکردند که یکی از این تیرها به این فرد که اسمش

مهدی بود برخورد کرد که به اتفاق چند نفر به کوچه که روبروی در ورودی

مسافرخانه خیام قرار داشت بردیم داخل کوچه منزل یکی از اهالی بود .

 

متوجه شدیم که منزل این فرد محل مداوای مجروحین شده بود ، اهالی

محل هم در مداوای مجروحین کمک میکردند .

 

نیروهای انتظامی شروع به غارت مغازه ها و اتش زدن  کردند و خیلی از

مغازه  ها دچار اتش سوزی شده بود و این کارها را به گردن مردم می

انداختند ولی مردم میگفتند مغازه ها را خرابکارها  غارت کردند و اتش

زدند.

 

مردم کمک میکردند و اجناس را با صاحب مغازه به جای امن برسانند ،

خدا خیرشان دهد ،انصافا خیلی زحمت کشیدند .

 

در همان موقع بود که ما در خیابان امام روبروی شیرکش اول دکتر

مسکوب گیر افتادیم ، چون عده ای از پاسبانها به این خیابان و عده ای

از فلکه به سمت ملت هجوم اوردند و شروع به تیراندازی کردند .

 

ما به بازار نعلبندان که مسجد جامع هم در این بازار قرار دارد ، پناه بردیم

 

بازار را به گلوله بسته بودند ،‌ در انروز خدا خواست که ما سالم ماندیم و

فقط خرده سفال بود که سرمان ریخت ، از کوچه ای که خیابان شهدا به

سمت سرپیر بود به طرف محله خودمان فرار کردیم.


/ 1 نظر / 16 بازدید
عزیز

فرا رسيدن ماه ضيافت الهي بر شما خانواده محترم مبارک باد