خاطره ای از شهید فرید

می خواستم خاطره ای از شهید تعریف کنم:
 
روزی بنده حقیر به اتفاق حاج عباس و شهید ابوعمار و سردارمیرصالحی
 
و شهید بیگلو در اتاق تاکتیک پادکان المهدی نشسته بودیم فردی امد و
 
خیلی از شرایط موجود در پادگان گلایه کرد در لابلای حرفاش گفت
 
فرمانده کیست همه به شهید ابوعمار نگاه کردن آن فرد ادامه داد و
 
گفت من از اقای فرید گلایه دارم (او متوجه حضور فرید در جمع ما نبود)
 
گفت به نظر شما این اقا که این همه اموزش هاس سخت و طاقت
 
فرسا میدهد خودش میتواند این اموزش ها را بگذراند؟ شهید ابوعمار
 
گفت باشد بررسی می کنم و تذکر میدهم بعد از رفتن ان فرد ابوعمار به
 
اقای فرید که ان زمان مربی اموزش بود خواست که تربیبی اتخاذ کند که
 
شرایط بهبود یابد.فردای ان روز دیدیم اقای فرید خودش اول همه تمام
 
مراحل اموزش را انجام داد ان بنده خدا بعد ها نزد اقای فرید رفت و از
 
ایشان حلالیت طلبید.

 
/ 0 نظر / 21 بازدید