تقدیم به همه مردان بی ادعا

میخواهم برگردم به روزهای جنگ آن زمان که شهید تنها قهرمان بود، عشق تنها در میدان مین خلاصه میشد بالاترین نقطه زمین خاکریزها بودند بدترین دشنام، همراهی نفس بود و ترس از دشمن تنها دردم زانوان زخمی ام بودند و بیماری وعمق زخمهایم که مبادا نتوانم در عملیات بعد حضور یابم تنها چیزی که میشکست خط دشمن بود و معنای سلام در خداحافظی بود و چشم بستن بر دنیا سلامی دیگر بود. کی غمی هست که فقط بچه های مانده از جنگ درکش میک‌نند: کم کم، کم شدن دوستان همسنگر و ماندن و رفتن همسنگران را نگریستن و در انتها، دوستان شهید: در باغ شهادت را نبندید به ما بیچارگان زان سو نخندید   تقی زاده

/ 0 نظر / 6 بازدید