دومین یلدای بی تو................

سخت است
انگشت نمای شب بودن
وقتی با نبودنت
یلدا را
به تمام شب ها تعمیم می دهی
تا حافظ به دست مجنونی باشم
میان فال هایی که بگیر و نگیر دارند..
که سخت است
باور اینکه هیچ وقت، هیچ کس نبوده ای..


 

اصلا چرا فصل ها، تحویل می شوند
وقتی در هیچ کجای سال
دلم خوش نیست..
می دانی
گاهی یلدا، ذات شب هایت می شود
فرقی نمی کند
خورشید
در هر کجای سال که غروب کند..،
هر شب، یلدایی می شود به بلندای نبودنت..

بیا
بیا کمی جای من بنشین
و برای تمام دیوارها انار دانه کن..
بیا و عذر یلدا را از شب هایم بخواه..
بیا..،
من تاب پشت شب ماندن های بی تو را ندارم..
تا جای خالی ات از دهان نیفتاده... بیا..
این شب ها
تمام شان اجاره ای به شرط تملیک اند..،
وقتی هر غروب در جلد یلدا فرو می رود
آنــــــقدر
که
تو
نیستی..

/ 5 نظر / 19 بازدید
حاجی....

غم پر پر شدنت بار گران است، عباس وصف داغ تو فقط در دل و جان است، عباس پدرت درغم تو موی پریشان شده است.عباس کمرش خم شده! بی تاب و توان است، عباس شادی روحش صلوات

برادرم

امسال بی تو گذشت گرچه حضور پر مهرتو در کنار خودمون و با دیدن فرزندان عزیزت احساس میکردیم

سیدگمنام

آرمان‌خواهي انسان مستلزم صبر بر رنج‌هاست. پس برادر خوبم، براي جان‌بازي در راه آرمان‌ها، ياد بگير که در اين سياره‌ي رنج، صبورترين انسان‌ها باشي. "شهيد سيّد مرتضي آويني"

سرا

خوشا انان که الله یارشان بی ز حمد و قل هو الله ذکرشان بی

تنها

خدایا خواستم بگویم تنهایم اما نگاه خندانت مرا شرمگین کرد چه کسی بهتر از تو .